زندانی که تفاوت چندانی با یک هتل لوکس ندارد! +عکس

[ad_1]

کد خبر:
158670تاریخ انتشار :
۱۱:۵۰:۴۶ – یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶

در نگاه اول این تصویر شما را به یاد یک هتل بسیار لوکس می اندازد، اما اینچنین نیست و این تصویر متعلق به یک زندان است!

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، با دیدن تصاویر پایین در همان نگاه اول ممکن است بگویید که این مکان یک هتل ۵ ستاره است و مخصوص افرادی است که حاضرند برای اقامت یک شبه در جایی میلیونی خرج کنند اما باید بدانید این تصاویر مربوط به زندان سولنتونا در کشور سوئد است. این زندان یک باشگاه ورزشی و آشپزخانه مجهز دارد و هر سلول این زندان از یک تلویزیون اختصاصی برخوردار است.

 

www.dustaan.com زندانی که تفاوت چندانی با یک هتل لوکس ندارد! +عکس

زندانی که تفاوت چندانی با یک هتل لوکس ندارد!


‘ ); w.anetworkParams[ ad.id ] = ad; d.write( ‘

http://www.dustaan.com/?p=158670

به اشتراگ بگذارید!

گوگل پلاس
کلوب
فیسبوکــ
فیسنما

برچسب ها

www.yjc.ir-اخبار داغ و جنجالی سایت باشگاه خبرنگاران جوان – اخرین اخبار و مطالب خبر زندان عکس هتل

[ad_2]

لینک منبع

سردار آزمون، جواهری در خط حمله

[ad_1]

کد خبر:
158635تاریخ انتشار :
۱۱:۴۹:۱۰ – یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶

یک سایت اتریشی با انتشار گزارشی از وضعیت تیم ملی کشورمان، سردار آزمون را “جواهر فوتبال ایران” نامید که استعداد بسیار خوبی برای تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران دارد.

www.dustaan.com سردار آزمون، جواهری در خط حمله

سردار آزمون، جواهری در خط حمله

یک سایت اتریشی به تحلیل و بررسی تیم ملی فوتبال ایران پرداخت و از این تیم به عنوان یکی از تیم های آماده جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه نام برد.

به‌ گزارش ‌ایسنا ‌و ‌به نقل از پایگاه اینترنتی abseits اتریش، تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران توانسته خیلی زود حضورش را در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه قطعی کند تا در بزرگترین عرصه فوتبالی جهان ایرانی‌ها حاضر باشند.

 

ایران که پیش‌تر چهار بار در جام‌های جهانی حاضر بود، به عنوان تیم نخست گروه خود از منطقه آسیا از همین حالا صعودش را در حالی به جام جهانی قطعی کرده است که هفت امتیاز از کره جنوبی بیشتر دارد.

 

تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران با هدایت کارلوس کی‌روش، کارش را پیش می‌برد. دستیار سابق الکس فرگوسن معمولا با روش ۱ـ ۳ – ۲ – ۴ بازی می‌کند. مزیتی که تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران در حال‌ حاضر دارد این است که خیلی از این بازیکنان در لیگ‌های خارجی مشغول به بازی هستند و می‌توانند خودشان را به بازی در سطح حرفه‌ای عادت دهند.

 

از بیرانوند تا قوچان‌نژاد

دروازه‌بان تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران علیرضا بیرانوند ۲۵ ساله است که عضو تیم فوتبال پرسپولیس است. این دروازه‌بان ۱۹۵ سانتیمتری مهارت‌های جالبی در درون دروازه‌ دارد. جایی که پرتاب دست‌های او تا ۶۰ متر هم می‌رسد و توانسته با حضور در درون دروازه‌ ایران جایگاه ثابتی برای خود دست و پا کند.

 

در خط دفاع نیز سیدجلال حسینی با تجربه در کنار مرتضی پورعلی گنجی بازی می‌کند. پورعلی گنجی در حال‌ حاضر در عضویت تیم فوتبال السد قطر است. در دو جناح خط دفاع ایران میلاد محمدی که عضو پرگ گروژنی روسیه است و فوتبال سریعی را به نمایش می‌گذارد در کنار رامین رضاییان حضور دارد که اخیرا راهی لیگ بلژیک شده است. تحرک خوبی  در بین دو مدافع کناری تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران وجود دارد.

 

در خط هافبک بازیکنی همچون علی کریمی وجود دارد که نباید با علی کریمی، بازیکن سابق بایرن مونیخ و شالکه اشتباه گرفته شود. با این حال علی کریمی جوان که در عضویت تیم دیناموزاگرب است، بازیکنی بسیار با استعداد نشان داده شده است.

 

قدرتمندترین بازیکن ایران در این منطقه سعید عزت اللهی جوان محسوب می‌شود. او در فصل گذشته به خاطر بازی در تیم روستوف توانست حضور در بالاترین عرصه یعنی لیگ قهرمانان اروپا را در سنین جوانی تجربه کند.

 

پست شماره “۱۰” تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران در اختیار مسعود شجاعی ۳۳ ساله است که با این حال کلاس بین‌المللی بالایی در بازی خود نشان نمی‌دهد و به نظر می‌رسد در بالاترین سطح فوتبال خود قرار دارد. تجربه و هوش فوتبالی شجاعی به هیچ وجه زیر سوال برده نمی‌شود.

 

علیرضا جهانبخش و مهدی طارمی که البته توانایی حضور در نوک خط حمله را نیز دارند، دو بازیکن فعال و پر تحرک ایران در قسمت هجومی محسوب می‌شوند که در این بین جهانبخش به سبب بازی در لیگ هلند و تیم آلکمار توانسته به خوبی نشان دهد که چه فوتبال متحرک و خوبی را به نمایش می‌گذارد.

 

ایران در خط حمله هم چیزی کم ندارد. رضا قوچان‌نژاد که در این فصل توانست ۱۹ گل برای هیرنفین به ثمر برساند یکی از این مهاجمان است که تاثیر بسزایی در بازی خود دارد.

 

جواهری در نوک خط حمله

سردار آزمون که اخیرا از روستوف به روبین کازان پیوسته است را می‌توان “جواهر فوتبال ایران” نامید که استعداد بسیار خوبی برای تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران دارد. بازی بسیار موثر آزمون با توپ و بازی خوانی فوق‌العاده‌اش باعث شده است که او در سن پایین به عنوان گلزن نخست تیم‌ ‌ملی ایران مطرح شود.

 

چشم انداز

به نظر می‌رسد فوتبال در ایران در مسیر درست و خوبی قرار گرفته است. تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران بازیکنان جوان و خوبی را در اختیار دارد که می‌توانیم آنها را سال آینده در جام جهانی روسیه ببینیم. به نظر می‌رسد  که ایران یکی از تیم‌های خوب جام جهانی باشد. با این حال تا آن زمان کارلوس کی‌روش و دستیارانش زمان کافی برای مطالعه سیستم‌های دیگر فوتبالی را نیز دارند.

 


[ad_2]

لینک منبع

تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

[ad_1]

عباس کیارستمی ۷۷ ساله شد. در «یک تکه زندگی»، هفتاد و هفت هنرمند گرد هم آمده‌اند، تا هفتاد و هفت تکه از زندگی را هر یک از منظر خویش در قاب تصویر به نمایش بگذارند.

به گزارش ایلنا، این روزها در گالری ایوان به یاد عباس کیارستمی، نمایشگاه «یک تکه زندگی»، که شامل ۷۷ عکس از ۷۷ هنرمند است با استقبال گرم مخاطبان و حضور چهره‌هایی مانند رضا کیانیان، صابر ابر، سیف الله صمدیان، ابراهیم حقیقی و… همراه بوده است. نمایشگاه یک تکه زندگی به مناسبت ۷۷ امین سالگرد تولد کیارستمی و نخستین سالگرد وفات او به کوشش پـرهام دیده‌ور تدارک دیده شده و هنرمندانی گرد هم آمده‌اند.

پرهام دیده‌ور، کیوریتور این نمایشگاه در گفت‌وگو با ایلنا گفت: عباس کیارستمی ۷۷ ساله شد. در «یک تکه زندگی»، هفتاد و هفت هنرمند گرد هم آمده‌اند، تا هفتاد و هفت تکه از زندگی را هر یک از منظر خویش در قاب تصویر به نمایش بگذارند.

دیده‌ور درباره ایده «یک تکه زندگی»، و چگونگی پرداخت و اجرای آن گفت: یک سال از مرگ عباس کیارستمی می‌گذرد. در این یک سال نکوداشت‌ها و نمایشگاه‌های بسیاری به یاد او برپا شده است. در ایده اولیه‌ی «یک تکه زندگی» به این نکته توجه داشتم که در اغلب نکوداشت‌ها و نمایشگاه‌هایی که به یاد و نام کیارستمی برگزار شده، تمرکز و توجه نه به بینش که بیشتر به چهره‌نگاری از او بوده است. بینش و زاویه دید کنجکاوی که بر ناب بودن لحظه‌های بی‌پیرایه زندگی که به طور معمول در هیاهوی زندگی امروزی مغقول مانده‌اند تأکید داشت و آن را صبورانه به تصویر می‌کشید و از مخاطب همین صبر را طلب می‌کرد که ساعت‌ها به حرکت برگی در باد و یا بازی چوب و موج نگاه کند. در «یک تکه زندگی» تلاش من بر این بود که دیدگاه جستجوگر او به زندگی ترویج شود، با همان درک عمیق و ستودنی لحظه‌ها و تنها به صورت‌گری از هنرمند محدود نماند. لذا از آنجا که نقطه پایانی بر هنرمندی چون او، راهگشا و بی‌پیرایه نمی‌توان قائل بود، در هفتاد و هفتمین سالگرد تولد او از ۷۷ هنرمند دعوت شد که هر کدام از منظر و زاویه شخصی خویش تکه‌ای از زندگی را ثبت کنند. یعنی همان کاری که کیارستمی در کار خودش می‌کرد. به جای آن‌که از کیارستمی چهره‌نگاری داشته باشیم-که عملاً خلاقیتی هم در این نوع کارها وجود ندارد- سعی کردیم دیدگاه او را در کار خودمان تقویت کنیم و آن هم از دید شخصی هر هنرمند.

البته آثاری از چهره‌ی مرحوم کیارستمی هم در بین کارها وجود دارد، چون چند نفری از این هنرمندان مثل خانم مریم زندی، آقای صمدیان، خانم خرسند، مینا زیوری و آقای غضبانپور در طول حیات آقای کیارستمی چون شانس این را داشتند که به ایشان نزدیک شوند، بنا به میل خودشان، آن‌ها «یک تکه زندگی» را در چهره‌ی خود آقای کیارستمی دیده‌اند. بعضی از هنرمندان از عکس‌های آرشیوی‌شان را در اختیار ما قرار دادند.

وی در همین رابطه اضافه کرد: من حتی از نقاشانی هم که عکاسی می‌کردند، دعوت به شرکت در این گالری کردم. مثل آقای کامرانی، خانم کامیاب، فریدون امیدی. دلیلش هم این بود که خود آقای کیارستمی رشته‌ی تحصیلیش نقاشی بود در اصل. فیلم‌ساز مطرحی بود، عکاسی می‌کرد، شعر هم می‌گفت. وقتی ما برای ایشان قائل به این هستیم که در حیطه‌های مختلف هنری کار بکنند، چرا این را در آرتیست‌های دیگر درنظر نگیریم. نمی‌شود دگماتیک عمل کرد و گفت مثلا چون آقای صابر ابر بازیگر است، حق عکاسی ندارد. اتفاقاً یکی از بهترین عکس‌های این مجموعه متعلق به آقای ابر است.

در کتاب مجموعه که جدیداً چاپ شده، هر هنرمندی در مقابل عکسش، یک جمله‌ای در باب زندگی از منظر خودش نوشته است.

این گالری‌دار در ادامه، به هدف از نام‌گذاری این رویداد به «یک تکه زندگی» گفت: کیارستمی در اول تیرماه به دنیا آمد و در ١۴ تیر ماه زندگی را وداع گفت. این چند روز در میان را چه می‌توان نام گذاشت جز «یک تکه زندگی». ۷۷ عکس سیاه و سپید از ۷۷ هنرمند. استعاره‌ای از تولد و مرگ، سیاه و سپید. در قاب‌هایی یکسان و به تعداد سالهای زندگی او.

دیده‌ور افزود: عکس ثبتی است از زندگی در کسری از ثانیه. روایتی است که در لحظه رخ می‌دهد، یک آن است از زندگی، پس با هدفی که ما در یک تکه زندگی دنبال می‌کردیم همسوتر بود. در مورد انتخاب هنرمندان، از طیف عکاس تا فیلم ساز، نقاش تا تصویرگر را شامل می‌شود. عباس کیارستمی، هنرمندی بود که عکس‌هایش نقاشی بود و فیلم‌هایش شعر. هنر نیز هم‌چون زندگی، فراتر از کادرها و مرزها شکل می‌گیرد. ذهن و خلاقیت هنرمند محصور نیست و رهایی چون اندیشه، در ذات هنر مستتر است. به این جهت آگاهانه این انتخاب صورت گرفت و دایره یک تکه زندگی محدود به عکاسان نماند هرچند در قالب عکس ارائه شد.

وی ادامه داد: در مسیر «یک تکه زندگی» از رهنمودها و همیاری آیدین آغداشلو، ابراهیم حقیقی و سیف‌الله صمدیان بهره بسیار برده‌ام، هم‌چنین تمام هنرمندانی که یک دل در این مسیر همراه شدند و یک تکه زندگی را آنطور که شایسته و در خور بود برگزار کردیم.

دیده‌ور در پاسخ این سؤال که آیا آثار به نمایش در آمده برای فروش هستند، گفت: این نمایشگاه را در سال‌های پیش رو تکرار خواهم کرد؛ منتهی سال آینده با ۷۸ هنرمند. قیمت‌گذاری آثار به طوری یکسان صورت گرفت تا این حرکت جمعی زیر سایه طبقه‌بندی افراد قرار نگیرد. همه یکسان و یکسو گرد هم آمدند و به عباس کیارستمی ادای احترام کردند. خوشحالم که «یک تکه زندگی»، مورد استقبال عموم قرار گرفت. همین‌طور سود حاصل از فروش آثار هنرمندان حاضر در یک تکه زندگی به پیشنهاد خانواده محترم کیارستمی و خواست هنرمندان همراه، با افتخار به بنیاد کودک اهدا خواهد شد.

تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

اثرِ کیارنگ علایی

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

اثرِ ساعد نیکذات

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

اثرِ محمود کلاری

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

اثرِ جعفر پناهی

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

اثرِ پرهام دیده‌ور

www.dustaan.com تجمع بازیگران به یاد عباس کیارستمی +تصاویر

پرهام دیده ور هنرمند عکاس، در رشته گرافیک و کارشناسی ارشد رسانه دیجیتال در کشور کانادا تحصیل کرده است و پس از ۱۰ سال به ایران بازگشته و به عنوان مدیر گالری ایوان مشغول به کار است.

[ad_2]

لینک منبع

تولد بزغاله‌ ای با چهره بسیار وحشتناک! +تصاویر

[ad_1]

تولد بزغاله ای عجیب الخلقه با ظاهری بسیار ترسناک در کشور آرژانتین، مورد توجه کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفته است.

بزغاله‌ای در کشور آرژانتین متولد شد که به دلیل چهره عجیبش خیلی زود در رسانه‌های مجازی مطرح شد.

این بزغاله که چشم‌هایش در پیشانی‌اش قرار دارد به دلیل بیماری‌اش تنها ۳ ساعت پس از تولد زنده ماند.

[ad_2]

لینک منبع

سلفی شقایق فراهانی در کنار گلشیفته

[ad_1]

کد خبر:
158581تاریخ انتشار :
۱۱:۳۰:۲۷ – یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶

گلشیفته فراهانی بازیگر سابق کشورمان، صفحه شخصی اینستاگرامش را با انتشار این تصویری دونفره از خودش و خواهرش شقایق به روز کرده و در توضیح ان توشت :  تولدت مبارک خواهر نازنینم. اى زیباترین شقایق

www.dustaan.com سلفی شقایق فراهانی در کنار گلشیفته

سلفی شقایق فراهانی در کنار گلشیفته

 


‘ ); w.anetworkParams[ ad.id ] = ad; d.write( ‘

http://www.dustaan.com/?p=158581

به اشتراگ بگذارید!

گوگل پلاس
کلوب
فیسبوکــ
فیسنما

برچسب ها

شقایق فراهانی گلشیفته فراهانی

[ad_2]

لینک منبع

جزئیات جدید از سریال «پاهای بی‌ قرار» به کارگردانی منوچهر هادی

[ad_1]

کد خبر:
158532تاریخ انتشار :
۱۰:۲۹:۰۱ – یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶

ایرج محمدی از آغاز ساخت سریال «پاهای بی‌قرار» به کارگردانی منوچهر هادی، نویسندگی بابک کایدان و مهدی محمدنژادیان در روزهای آینده خبر داد.

www.dustaan.com جزئیات جدید از سریال «پاهای بی‌ قرار» به کارگردانی منوچهر هادی

جزئیات جدید از سریال «پاهای بی‌ قرار»

محمدی ـ تهیه‌کننده ـ‌ که این روزها سریال «آرماندو» را برای شبکه سه می‌سازد، با اعلام این خبر درباره‌ی روند تولید سریال «پاهای بی‌قرار» گفت: سریال «پاهای بی‌قرار» در مرحله تحقیق و نگارش بوده و تاکنون ۴۰ قسمت از این مجموعه‌ی ۶۰ قسمتی به نگارش درآمده است. شروع تصویربرداری آن منوط به ساخت مجموعه‌ی «آرمان ۲» خواهد بود که ساخت آن تا دو هفته‌ی دیگر به اتمام می‌رسد.

 

وی ادامه داد: «پاهای بی‌قرار» یک مجموعه ۶۰ قسمتی بوده و در حال حاضر نگارش بخش اعظمی از آن به پایان رسیده است. این سریال در دو فصل می‌گذرد. یک فصل مربوط به سال‌های ۵۷ تا ۶۴ و فصل دیگر مربوط به زمان حال.

 

تهیه‌کننده «ترانه مادری» تاکید کرد: سریال «پاهای بی‌قرار» با محوریت ملودرام بوده که ماجراهای دو خانواده را از زمان قبل انقلاب تا عصر حاضر به تصویر می‌کشد. این سریال مجموعه‌ای خانوادگی و اجتماعی است که در آن به مفاسد اقتصادی نیز پرداخته می‌شود.

 

محمدی درباره‌ی بازیگران این مجموعه نیز اعلام کرد: تا به حال بازیگرانی همچون پانته‌آ بهرام، مسعود رایگان و مهرانه مهین‌ترابی برای فصل اول سریال و حمید گودرزی و لیندا کیانی و افسانه ناصری برای فصل دوم مجموعه قرار داد بسته‌اند. با این حال در روزهای آینده بازیگران دیگری نیز به مجموعه اضافه خواهند شدو پروسه انتخاب بازیگر و عوامل ادامه دارد.

 

سریال «پاهای بی‌قرار» به کارگردانی منوچهر هادی و نویسندگی بابک کایدان و محمد نژادیان برای پخش از شبکه پنج سیما تهیه و تولید می‌شود.

 

منوچهر هادی پیش از این سریال‌های خوب، بد، زشت و خداحافظ بچه را برای شبکه سه سیما ساخته است و  سریال «عاشقانه» آخرین کار وی در شبکه نمایش خانگی است.

 

سریال «پاهای بی‌قرار» به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و کارگردانی منوچهر هادی بزودی برای شبکه پنج ساخته می‌شود.


‘ ); w.anetworkParams[ ad.id ] = ad; d.write( ‘

http://www.dustaan.com/?p=158532

به اشتراگ بگذارید!

گوگل پلاس
کلوب
فیسبوکــ
فیسنما

برچسب ها

منوچهر هادی

[ad_2]

لینک منبع

هتل بزرگ روتانا مشهد پس آتش‌ سوزی روز گذشته +عکس

[ad_1]

کد خبر:
158529تاریخ انتشار :
۹:۵۵:۵۸ – یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶

تصویری از هتل بزرگ روتانا مشهد پس آتش‌ سوزی شدید روز گذشته را مشاهده می کنید.

www.dustaan.com هتل بزرگ روتانا مشهد پس آتش‌ سوزی روز گذشته +عکس

هتل بزرگ روتانا مشهد

این هتل با ۲۳ طبقه شامل تجاری و مسکونی در زمینی به مساحت  ۵۶۰۰ متر مربع از تاریخ ۲۴ آذز ۹۱ در حال احداث می باشد.

 


[ad_2]

لینک منبع

مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر

[ad_1]

جام جم آنلاین: مشهد، محله مهرآباد، کوی عبادت هجده؛ خانه‌ای کوچک انتهای کوچه انتظارمان را می‌کشد. خانه‌ای که حالا نه تنها در محله مهرآباد که در کل شهر خیلی‌ها می‌شناسندش؛ آوازه‌اش حتی به گوش غریبه‌ها هم رسیده و خیلی‌ها پرسان پرسان سراغش را می‌گیرند، تا برسند پشت در و چند دقیقه با بزرگتر این خانه همکلام شوند و از او بخواهند برایشان دعاکند. بزرگتر این خانه، شهربانو سابقی فضلی است؛ هم مادر شهید است، هم خواهر شهید. برادرش غلامعلی ، ۳۵ سال پیش در آزادسازی پل خرمشهر آسمانی شده و تنها پسرش، رضا اسماعیلی دوسال و پنج ماه‌ پیش در شهرک زمانیه؛ یک جایی در خاک سوریه، دورتر از ایران پرکشیده سمت آسمان.
www.dustaan.com مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر

شهربانو سابقی فضلی مادر شهید است؛ ایرانی ‌است، همسرش را ۱۳ سال پیش از دست داده و در این سال‌ها برای دو فرزندش هم مادر بوده هم پدر. روبه‌رویش که می‌نشینیم ، می‌بینیم مثل خیلی‌ از مادران شهدا، هم یک دل بزرگ دارد و هم یک ایمان محکم، آنقدر که طاقت آورده این همه مدت، دوری تنها پسرش را…فرزندی که «اولین ذبیح فاطمیون» لقب گرفته‌است؛ بله…درست حدس زدید…رضا جوانی است که بدون سر به آغوش مادر بازگشته؛ سرش، به دست نیروهای جلاد تکفیری مظلومانه از بدن جدا شده تا پیکر رضا ، بدون سر برگردد و بشود یکی از گل‌های خوشبوی بهشت‌رضای مشهد.

خانم سابقی فضلی ،‌ فکر می‌کنید چرا رضا راه شهدا را انتخاب کرد؟

شهادت در خانواده ما موروثی است؛ برادر من ۳۰ ساله بود که در عملیات آزادسازی پل خرمشهر شهید شد، دوتا خاله هم دارم که هر کدام یک شهید تقدیم کشورکرده‌اند. رضا هم همان راه را رفت.

www.dustaan.com مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر
www.dustaan.com مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر

پدر رضا مهاجر بود؟

بله همسرم ، با اینکه اهل افغانستان بود اما در همین مشهد به دنیا آمده بود، هردو فرزند من هم همینجا به دنیا آمدند، آقا رضا بچه اولم بود که ۲۶ مهر ۷۱ به دنیا آمد. خیلی هم پرشروشور بود، حتی دیپلمش را نگرفت، اینکه در اینترنت نوشته‌اند دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد بوده درست نیست. اینکه نوشته اند سنی بوده، درست نیست رضا شیعه بود.

خودتان اهل کجا هستید؟

اهل شهرستان شیروان.

رضا از کی مطرح کرد که می‌خواهد مدافع حرم بشود؟

تقریبا ۴ سال پیش بود ، اوائل سال ۹۲، آن موقع هنوز بحث مدافعان حرم اینقدر مطرح نبود، رضا هم جزو اولین گروه اعزامی فاطمیون به سوریه بود. آن موقع اولین گروه، ۲۲ نفر بودند که دور هم جمع شدند به فرماندهی شهید علیرضا توسلی‌زاده که به ابوحامد معروف بود، تیپ فاطمیون را تشکیل دادند.رضا و دامادم جواد خاوری آن موقع عضو همین گروه شدند و همگی با هم رفتند تهران و از آنجا اعزام شدند به سوریه. دوماه سوریه بودند بعد برگشتند ایران. دامادم درهمان ماموریت اول جانباز شد و دیگرنتوانست برود و الان اولین جانباز فاطمیون است. اما رضا تا دوسال مدام می‌رفت سوریه و برمی‌گشت.
www.dustaan.com مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر

چند ساله بود که رفت؟

اولین بار که اعزام شد ۱۹ ساله ‌بود. وقتی شهید شد ۲۱ ساله بود.

با رفتنش مخالفت نکردید؟

نه…دیدم میلش به رفتن است، دلش آنجاست… فقط یک بار برگشتم گفتم نمی‌شود نروی؟گفت مادر تو خودت خواهر شهیدی، چطور چنین چیزی از من می‌خواهی؟ همانجا دهانم بسته شد… دیگر چیزی نگفتم.

www.dustaan.com مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر

چند بار اعزام شد؟

خیلی…حسابش دستم نیست…هر دفعه که می‌رفت، بسته به مدت ماموریتش ۴۵ تا ۵۰ روز می‌ماند بعد برمی‌گشت ایران. ۱۵ روز خانه بود بعد دوباره اعزام می‌شد.

اصلا از شهادت حرف می زد؟

زیاد… عکس‌هایش را قاب کرده بود زده بود روی دیوار می گفت، اگر من شهید شدم همه می‌گویند چه شهید خوش‌تیپی… می‌گفت وقتی من بروم شهید بشوم، تو افتخار می‌کنی که مادر شهید رضا اسماعیلی هستی… حتی یادم است یک بار که مرخصی آمده بود، یکی از همرزمانش که خیلی خیلی با هم نزدیک بودند- شهید غلامرضا محمدی- درسوریه شهید شد، الان هم جاویدالاثر است، خبر شهادت ایشان در اینترنت پخش شد و آقا رضا هم دید و خیلی ناراحت شد، انگار که از رفیقش جا مانده باشد، تنها مانده باشد، همان موقع بود که گفت من هم این دفعه بروم شهید می‌شوم.

شما چیزی نگفتید؟

اتفاقا آن موقع تازه فهمیده بودیم رضا دارد پدر می‌شود، خیلی ها به او گفتند که تو اگر رسالتی هم داشتی ، وظیفه‌ای هم داشتی تا حالا انجام دادی، دیگر سوریه نرو…داری پدرمی‌شوی. اما رضا طاقت نیاورد… انگار جوری شده بود که دیگر اصلا نمی توانست اینجا دوام بیاورد. در آن چند روزی هم که به مرخصی برمی‌گشت مدام دلش هوای سوریه را داشت.

می‌دانستید درسوریه چه مسئولیتی دارد؟

رضا فرمانده اطلاعات عملیات فاطمیون بود.

www.dustaan.com مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر

با او در تماس بودید؟

خیلی زیاد..چون همیشه بیسیم دستش بود، مدام با ما تماس می‌گرفت. هروقت می‌خواست ماموریت طولانی برود به ما می‌گفت که مثلا یک هفته در دسترس نیستم نگران نشوید. اما این دفعه آخری که شهید شد، ما چند روز از اوبی‌خبر بودیم و چون نگفته بود ماموریت می‌رود خیلی نگران شدیم.

چرا نگفته بود؟

رضا اصلا در ماموریت نبود که شهید شد،بعد از شهادت رضا ، دوستانش به ما گفتند که او به دنبال یکی از نیروهای جوانی که تازه به سوریه اعزام شده‌بود رفته بود و هر دو اسیر داعشی ها شده بودند.

در کدام منطقه؟ بیشتر توضیح می‌دهید؟

تا جایی که به من گفته‌اند ، رضا در شهرک زمانیه شهید شده، این شهرک یکی از منطقه‌های شیعه نشین سوریه است. در این منطقه شب‌ها تکفیری ها پیشروی می‌کردند ،به همین دلیل شیعه‌ها تمام چراغ‌ها را خاموش می‌کردند تا هیچ نوری نباشد . بعد در یکی از همین شب‌ها که تاریکی مطلق بوده، شهید مجتبی واعظی یکی از نیروهای جوانی که تازه به سوریه اعزام شده بوده و حالا هم جاویدالاثر است، برای رساندن یک پیام از خیبر ۸ به خیبر ۹ اعزام می‌شود، اما چون فاصله شان ازمنطقه دشمن خیلی کم بوده، به خاطر تاریکی هوا از خیبر ۹ رد می‌شود، رضا این صحنه را می‌بیند و خودش دنبالش می‌رود تا او را برگرداند. هرچقدر هم که دوستانش می‌گویند نرو خطرناک است، تو هم اسیر می‌شوی گوش نمی کند. بعد انگار هر دو وارد منطقه داعشی ها می‌شوند. رضا تا جایی که مهمات داشته از خودش دفاع‌ می‌کند، بعد که مهماتش تمام می‌شوند اسیر می‌شود. انگار داعشی ها از روی عمد بیسیم رضا را روشن می‌گذارند که دوستانش صدایش را بشنوند و بترسند، بعد اول مجتبی واعظی را شکنجه و شهید می‌کنند و بعد می‌آیند سراغ رضا. فقط چون فهمیده بودند که رضا فرمانده اطلاعات عملیات فاطمیون است، چند بار از او می‌پرسند که برای چه اینجا آمدی؟ رضا هم می‌گوید: به‌خاطر حضرت زینب (س).. آنها هم می‌گویند، اگر به مقدساتی که به آنها معتقدی پشت بکنی ، ما تو را آزاد می‌کنیم‌. اما رضا می‌گوید من به‌خاطر حضرت زینب(س) آمده‌ام سرم را هم بدهم؛ محال است به اعتقاداتم پشت کنم. بعد هم داعشی ها، درحالی که رضا مدام یا علی، یا زینب می‌گفته او را شهید می‌کنند… ذبح می‌کنند. همرزمان رضا که صدای او را می‌شنوند ،‌طاقت نمی‌آورند، یک گروه تشکیل می‌دهند و می‌روند شهرک زمانیه را پس می‌گیرند، پیکر رضا را هم پیدا می‌کنند اما انگار داعشی ها که فهمیده بودند او فرمانده است، سرش را بعنوان جایزه موقع عقب نشینی با خودشان برده بودند…بعدها عکس سر رضا را منتشر کردند.

www.dustaan.com مادر جوانی که سر بریده شده فرزندش توسط داعش را در تلگرام دید +تصاویر

و رضا شد اولین ذبیح فاطمیون؟

( گریه می‌کند…) بله… نحوه شهادت رضا نه فقط برای ما که خانواده‌اش هستیم، نه فقط برای من که مادرش هستم، برای همه شوکه‌کننده است… تا مدت‌ها من اصلا نمی‌توانستم به چگونگی این موضوع فکر کنم.

شما کی از شهادت او باخبر شدید؟

ما تقریبا ۱۰ روز از رضا بی‌خبر بودیم. نگران هم شده بودیم، اما فکر نمی‌کردیم شهید شده‌باشد، با خودمان می‌گفتیم شاید زخمی شده، چون قبلا هم دوسه بار مجروح شده بود و آن مدتی که در بیمارستان حلب بستری بود ما از او بی‌خبر بودیم. درآن روزهایی که ما از رضا بی خبربودیم، خبر شهادتش در اینترنت پخش شده بود، در محله مهرآباد کسی نمانده بود که این را نشنیده باشد، حتی فامیل هایمان هم می‌دانستند،اماکسی جرات نمی‌کرد به ما خبر بدهد. فقط همه تماس می‌گرفتند و می‌گفتند حال رضا چطور است؟ از رضا خبر دارید؟که این تماس‌ها بیشتر مارا نگران می‌کرد. تا اینکه یک شب خواهرم آمد و مقدمه چینی کرد و از لابلای حرفهایش من فهمیدم رضا شهید شده.آن موقع حتی دامادم هم از شهادت رضا خبر داشت اما به ماکسی چیزی نمی‌گفت.

رضا چه تاریخی شهید شد؟

هشتم بهمن ۱۳۹۳، فرزندش هم مدت کوتاهی بعد از شهادتش به‌دنیا آمد. بعدها دوستانش گفتند که آن موقع که رضا اعزام شده بود، چون هنوز جنسیت و اسم فرزندش معلوم نبوده،‌ به او می‌گفتند ابو سه‌نقطه! ما اسم پسرش را به وصیت خود رضا، محمدرضا گذاشتیم.

فکر می‌کنید چه انگیزه‌ای باعث شد رضا مدافع حرم بشود؟ درباره مدافعان‌ حرم متاسفانه‌ شایعاتی هست که درست نیست…

هیچ انگیزه‌ای جز ایمان و عشق به اهل بیت نبود. این را واقعا ازته دل می‌گویم. رضا یک جوان امروزی بود، عاشق سرعت، موتورسواری، بدنسازی. دوبار قهرمان استان خراسان رضوی در رشته زیبایی ا‌ندام در وزن ۵۵ کیلوگرم شده بود. به زیبایی اندام و شیک‌پوشی خیلی اهمیت می‌داد. همیشه می‌گویند دخترها خیلی وسواس دارند موقع مهمانی‌رفتن و حاضر شدن،‌رضا دوبرابر دخترها وسواس داشت. همیشه ما منتظرش می‌ایستادیم تا او حاضر بشود. حالا ببینید همین آدم از همه این مشغولیات دل می‌کند و می‌رود سوریه. انگیز‌ه اش جز ایمان و عشق به اهل بیت چه چیز دیگری می‌تواند باشد. مخصوصا دفعه اولی که اولین گروه فاطمیون اعزام شدند به سوریه، اصلا نمی دانستند که چه چیزی درانتظارشان است، نمی دانستند آنجا چه خبر است، مهمات تا این اندازه که الان هست، نداشتند، حتی غذا و خوردوخوراک شان هم درست نبود، اینها از همان اول فقط و فقط به عشق اهل بیت رفتند، بعد هم که پایشان به سوریه رسید و حال و هوای آنجا و غربت و تنهایی حضرت زینب(س) را دیدند، ماندگار شدند…دراصل هدفشان را آنجا پیدا کردند، فهمیدند دفاع از حرم، چه صفایی دارد..رضا هم در آن دوسالی که اعزام می‌شد، هروقت رفت نه به خاطر پول بود،نه فرار ازمشکلات زندگی و … فقط و فقط به‌خاطر اعتقاداتش بود.

شما کی از نحوه شهادت رضا باخبر شدید؟

چهلمین روز بعد از خاکسپاری اش بود. وقتی پیکر رضا برگشت ما نمی‌دانستیم که سر ندارد، کفنش را هم به‌خاطر شلوغی جمعیت و …باز نکردند. اما وقتی مراسم چهلم سر مزارش برگزار می‌شد، اعلام کردند که این شهید بی سر برگشته…من همانجا اولین بار شنیدم و از حال رفتم.من را بردند بیمارستان… بعد هم دریکی از شبکه‌های تلویزیون فکر می‌کنم شبکه افق بود که درباره مدافعان حرم گزارش پخش می‌کردند، یک مستند برای رضا ساخته بودند، اقوام به من زنگ زدند که زندگی رضا ازتلویزیون پخش می‌شود. من تا تلویزیون را روشن کردم، صحنه سر بریده رضا را در جعبه نشان می‌داد که داعشی ها بعد از شهادتش پخش کرده‌بودند، این را که دیدم دوباره از حال رفتم… یادم است همیشه خواهرش می‌گفت رضا از شهادت نمی‌ترسی؟ رضا هم می‌گفت:نه…فقط نگران یک چیز هستم، در اینترنت دیده ام که این داعشی‌ها سر مسلمان‌ها را از تن‌شان جدا می‌کنند،‌ فکر می‌کنم چقدر سخت است، چقدر دردناک است… اینها یک ذره انسانیت ندارند که اینطورمی‌کنند؟! همیشه می‌گفت: دعا کنید من اسیر نشوم… بعد که نحوه شهادتش را شنیدم خیلی ناراحت شدم، تا یک مدتی ازنظر روحی بهم ریخته بودم تا اینکه یکی از همرزمانش از سوریه به خانه ما آمد و حرفی زد که آرام شدم.

چه گفت؟

گفت که رضا شب قبل از شهادتش یک خوابی دیده‌بود و همه را بیدار کرده بود. گفته بود بیدار شوید، بیدارشوید من می‌خواهم شهید بشوم… دوستانش گفته بودند که حالا نصف شبی چه وقت این کارهاست؟! کو شهادت؟ گفته بود من خواب دیدم امام حسین(ع) به خوابم آمد و گفت رضا تو شهید می‌شوی، اگر سرت را بریدند، نترس ، درد ندارد… وقتی من این را شنیدم واقعا آرام شدم… تسلی پیدا کردم…مطمئنم که خود امام حسین(ع) در آن لحظه هوای پسرم را داشته…

بعنوان یک مادر شهید چه آرزویی دارید؟

آرزویم فقط یک دیدار خصوصی با حضرت آقاست، دوست دارم حضرت آقا نوه ام رادرآغوش بگیرد، چون این بچه هیچوقت گرمای آغوش پدر را حس نکرده… حتی یکبار شنیدم ایشان قرار است به خانه ما بیاید، هنوز هم چشم انتظار ایشان هستم. پسر من به حضرت آقا خیلی ارادت داشت،‌حتی وقتی می‌خواست برود سوریه، یکی از عکس‌های آقا را هم با خودش برده بود، وقتی هم که پیکرش برگشت، این عکس توی جیب لباسش بود، الان هم من این عکس را توی کیف پولم همه جا می‌برم…این عکس کنار عکس رضا همیشه با من است..

تا حالا با حضرت آقا ملاقات نداشته‌اید؟

یک بار در یک دیدار عمومی با ایشان حضور داشتم. عید سال ۹۵ بود، من تازه عمل دیسک کمر کرده بودم و با عصا رفتم حالم اصلا خوب نبود،‌ حضرت آقا عکس رضا را امضا کردند،‌یک قرآن هم به ماهدیه دادند اما من اصلا حالم خوب نبود، نتوانستم با آقا صحبت کنم و حسرت این دیدار به دلم ماند…

[ad_2]

لینک منبع

ماجرای عاشق شدن پرویز پورحسینی در «دورهمی»

[ad_1]

وی در خصوص دوران کودکی خود گفت: من به دلیل شرایط خاص زندگی مجبور بودم بعد از مقطع ششم ابتدایی کار کنم. در ۱۲ سالگی پدر خانواده شدم و همزمان کلاس‌های شبانه می‌رفتم و در کلاس‌های استاد سمندریان برای بازیگری هم شرکت می‌کردم. ۱۰ سال بعد دانشکده هنرهای زیبا رفتم. دهه ۵۰ که دوره طلایی هنر ایران بود برای من هم پر از تجربه و خودسازی بود. من هیچ وقت یک مکان باقی نمانده‌ام مدتی هم در اداره تئاتر، کارگاه نمایش و تئاتر شهر بودم.

این بازیگر ۷۶ ساله سفارشی به جوان‌ها کرد و گفت: در این دوره‌ای که هستید می‌توانید خودتان، بدنتان و ذهنتان را بسازید.

او از هم دوره‌ای‌هایش که به سطوح بالا رسیدند سعید پورصمیمی و اسماعیل محرابی را نام برد و یادی از داریوش اسدزاده کرد.

مدیری یکی از درخشان‌ترین مقطع کاری پورحسینی را کار با پیتر بروک نام برد. پورحسینی در این خصوص گفت: بله برای من یک شانسی بود. قرار بود در شیراز در نمایشی کار کنیم. من در ورک شاپ او در لندن شرکت کردم.

بازیگر سریال «مریم مقدس» در رابطه با تئاتر دهه شصتی «ماهان کوشیار » گفت: این تئاتر از حکیم نظامی برداشته شده بود و نمونه‌ای بود که نشان می‌داد ما می‌توانیم از ادبیات خودمان برداشت‌های دراماتیک داشته باشیم.

او در خصوص کارهای خود گفت: من در کارهایم به نتیجه کار فکر می‌کنم مثلا «واشو غریبه کوچک» پیام انسانی داشت. «طلسم» را به دلیل بازی متفاوتی که داشتم، دوست دارم. همچنین « ایستگاه» کاری از یدالله صمدی و«شب حادثه» سیروس الوند که در تمام طول فیلم می‌لنگیدم.

پورحسینی در پاسخ اینکه آیا عاشق شده است، گفت: در جوانی گاهی اتفاق می‌افتاد عاشق بشوی ولی حیا باعث می‌شد که نتوانی به زبان بیاوری. مادر پسرم همکار من در یک گروه دیگر بود که به دیدن تئاتر‌های من می‌آمد. او در سال ۷۴ فوت کرد. پسرم پورنگ حاصل این ازدواج است که در اکوتوریسم فعالیت می‌کند .

این بازیگر نکاتی درباره رعایت قوانین، حق تقدم و فاصله‌ها در رانندگی گفت و اشاره به این موضوع کرد که چرا همگی با هم آخر هفته‌ها به تعطیلات و شمال می‌رویم؟!

مهران مدیری راجع به امرار معاش آدم‌های حرفه بازیگری، کمبودهایی که وجود دارد و کم اهمیت تلقی کردن مسئولان از پورحسینی پرسید که در این موضوع چه صحبتی دارید؟

پورحسینی پاسخ داد: ما که بدنه این حرفه هستیم به جز چند سوپراستار که ما را با آن‌ها مقایسه می‌کنند؛ حقوق‌های منطقی می‌گیریم و گاهی از ۱۲ ماه دو ماه یا نه ماه کار می‌کنیم.

وی درباره مافیا و روابط در سینمای ایران گفت: راجع به روابط خیلی حرف می‌زنند ولی کار ما دلی است. کارگردانی که با بازیگری کار کرده ترجیح می‌دهد با همان کسی که تجربه کار با او را دارد کار کند اما اشکالی که وجود دارد این است که بیشتر نقش‌ها را دستیاران کارگردان‌ها پیشنهاد می‌دهند که آنها نیز نباید پیشینه آدم‌ها را فراموش کنند و بازیگرانی که در خانه بیکار هستند را دعوت کنند.

پورحسینی در پاسخ به این پرسش که آیا احساس خوشبختی می‌کنید، گفت: بله. از قیافه‌ام معلوم نیست؟! ذهن من چیزهای بد را پس می‌زند. این بر اثر تلقین یا هر چیز دیگری بوده نمی‌دانم ولی بدی‌های دیگران را فراموش می‌کنم.

وی به موزه دورهمی تابلوی رنگ روغن قدیمی خانه خود را هدیه کرد.

مهران مدیری در پایان درباره این بازیگر پیشکسوت گفت: آقای پورحسینی بازیگرمهربان، دوست داشتنی و شریف با کارنامه قابل دفاع و درخشان چه در سینما چه تئاتر و چه تلویزیون هستند.

[ad_2]

لینک منبع